آسمانی ها
شهدا شرمنده ایم
نوشته شده در تاریخ 93/07/27 توسط شهيد علمدار

شب که موضوع را با مادرم در میان گذاشتم، هنوز کامل راضی نشده بود. صبح بیدار شدم و کیف مدرسه‌ام را آماده کردم و بعد از یک ساعت، رو به مادرم گفتم: مادر! من دل و دماغ مدرسه رفتن ندارم. نه آن‌ها از من راضی‌اند و نه من از آن‌ها. حالا من می‌روم سپاه ببینم اصلاً حکم به من می‌دهند یا نه!




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  حرف دل،  پیام شهدا، 
برچسب ها: نوجوانی که مردانه جنگید، فؤاد مطاعی،
نوشته شده در تاریخ 93/07/27 توسط شهيد علمدار
شهید علیرضا فیروزی در سال 1345 در شهرستان‌ فسا متولد شد. از همان داوان کودکی علاقه زیادی به فعالیت‌های هنری داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی زندگی وی نیز روح دیگری گرفت و تمام هم و غم خودرا در خدمت به انقلاب و تعالی اهداف آن به کار بست. با نقاشی چهره‌های شهدا و سرودن اشعار گیرا و زیبا گامهای موثری در این زمینه برداشت.

شهید فیروزی آن گاه که احساس کرد، دستهایش قدرت حمل سلاح را دارند، فرمان حضرت امام(ره) را لبیک گفت و با شوقی عارفانه به جبهه‌های نبرد شتافت. در آنجا نیز علاوه بر شرکت در خط مقدم نبرد با فعالیت‌های هنری خویش در تبلیغات جبهه حضور داشت. تا اینکه در عملیات پیروزمندانه والفجر 8 که منجر به آزادی شهر فاو شد از ناحیه دست مجروح شد که پس از ماه‌ها مداوا و تحمل چندین عمل سرانجام منجر به قطع دست چپ ایشان شد.

 با این وجود روح نا آرام این شهید بزرگوار آرام نگرفت. علاوه بر همکاری نزدیک و گسترده با انجمن اسلامی دبیرستان و عضویت فعال در پایگاه مقاومت بسیج در جبهه‌های نبرد نیز فعالانه شرکت می‌جست، تا اینکه در سال 1366 در کنکور سراسری در رشته پزشکی پذیرفته شد. پس از دو ماه حضور در دانشگاه و فعالیت در انجمن اسلامی به سوی جبهه‌ها عزیمت کرد و در زمینه‌های مختلف تبلیغی به فعالیت پرداخت. در همان زمان بود که ارزنده‌ترین آثار خود را که نقاشی چهره‌های فرماندهان شهیدش بود و هم اکنون زیب دروازه‌ ورودی شهرستان فسا است را آفرید.

 وی در مسابقات جانبازان کل کشور در زمینه‌های شعر و گرافیک مقام‌های اول و دوم را احراز نمود.

 سال 1367 که جنگ تحمیلی وارد مرحله جدیدی شد همگام با کفرستیزان در عملیات بیت‌المقدس 7 شرکت کرد و سرانجام 23 خردادماه 1367 به خیل عظیم شهدای انقلاب اسلامی پیوست. ساخت آمریکا یکی  از سروده های این شهید عزیز است.

منبع: تبیان




برچسب ها: شهید علیرضا فیروزی، هنرمندی که قلمش، اسلحه شد، شهرستان‌ فسا،
نوشته شده در تاریخ 93/07/27 توسط شهيد علمدار
در این قطعه از بهشت که وارد می‌شوید فرقی نمی‌کند چقدر گناهکار باشید و یا چقدر احساس می‌کنید آدم بدی هستید. همین که قدم‌هایتان را کوتاه کوتاه بر می‌دارید و وارد می‌شوید یعنی اجازه داده‌اند لحظاتی بهشت را روی زمین احساس کنید و مست شوید از رایحه خوش وجود مردان خدا که ارام در کنار هم ارمیده‌اند.

اینجا شما محو می‌شوید در شیشه‌های کوچکی که زیر نور آفتاب به راحتی نمی‌توان داخلشان را دید. کمدهایی که همه دارایی و متعلقات صاحبانشان بوده و حالا فقط یادگاری است عزیز برای فرشتگانی که در این بین نشسته اند و نامشان مادر است. مادرانی که هر هفته به بهشت می‌آیند تا فرزندانشان را در آغوش بکشند و سبک کنند دلی را که سالهاست از فراق می‌سوزد.

اینجا سنگ‌ها با شما حرف‌می‌زنند. مرمرهایی که قرار است نشان دهند هویت اینجا را. راه که می‌روی گاهی دوست داری همانجا توقف کنی و گاهی به قدری احساس سبکی می‌کنی که دوست داری بپری.

می‌خواهی حرف بزنی و تو هم از ناله هایت ضجه و موره کنی تا واسطه ای بشوند این مردان بین تو و خدا اما با همه دل پری که داری ترجیح می‌دهی حتی در سکوت هم سکوت کنی و در دلت هم حرفی نزنی. نمی دانم چه رازی است...

میان این همه سنگ های پر از احساس بر می خوری به سنگ یک بسیجی که تنها 17 سال داشت و حالا الگویی است برای عرفای صاحب سلوک. اینجاست که با همه وجود درک می‌کنی «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است» یعنی چه؟ و هر کسی نمی تواند لاف بزند که قدم در راه حق گذاشته مگر اینکه پای عملش را امضا کرده باشد.




طبقه بندی: خاطرات شهدا،  حرف دل، 
برچسب ها: در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است، بسیجی که تنها 17 سال داشت،
نوشته شده در تاریخ 93/07/27 توسط شهيد علمدار

هنگامی که خرمشهر از دست دشمن بعثی آزاد شد، در کنار آوای «الله اکبر» رزمندگان، نوای «ممد نبودی» زودتر از هر آوای دیگری به گوش مردم رسید.

محمد جهان‌آرا که این نوحه برای او خوانده شده، در زمان آزادسازی، فرمانده سپاه خرمشهر بود و نقش مهمی در شکست حصرآبادان داشت. محمدحسین جهان‌آرا برادر محمد تنها یک سال از شهید بزرگتر است و به دلیل کم بودن اختلاف سنی‌اش ارتباط نزدیکی با او داشته است. با وی درباره روزهایی که با برادرش گذرانده و فعالیت‌هایی که با هم داشته‌اند گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: خاطرات شهدا،  اطلاعات جنگ،  حرف دل،  عکس شهدا، 
برچسب ها: فرمانده‌ای که نگهبانی می‌داد، شهید جهان ارا، خرمشهر،
نوشته شده در تاریخ 93/07/23 توسط شهيد علمدار

حاج همت از ساختمان فرماندهی خارج می‌شود و پوتین‌هایش را پا می‌کند. کربلایی هم به دنبال او بیرون می‌آید. حاج همت در حالی که بند پوتین‌هایش را می‌بندد، می‌گوید: «آقا جان، ‌اگر کاری نداری، ‌چند روز دیگر پیش ما بمان.»

کربلایی می‌گوید: «مادرت تنهاست. این دفعه زن و بچه‌ات را آوردم به دیدنت، دفعه بعد مادرت را می‌آورم. حالا که تو نمی‌توانی بیایی خانه، ‌ما باید بیاییم جبهه.»

کربلایی در حین حرف زدن متوجه پوتین‌های کهنه و رنگ و رفته حاج همت می‌شود. حاج همت با شرمندگی می‌گوید: «شرمنده‌ام از اینکه باعث زحمت شما شدم... من یک صحبت کوتاه با بچه‌های لشکر دارم بعد می‌آیم بدرقه‌تان می‌کنم.»

حاج همت خداحافظی می‌کند و می‌رود. کربلایی که هنوز از فکر پوتین‌های او بیرون نیامده متوجه خداحافظی‌اش نمی‌شود.‌‌ همان لحظه، اکبر هم از ساختمان خارج می‌شود. کربلایی با ناراحتی جلوی او را می‌گیرد و می‌گوید: «اکبر آقا مگر دولت به رزمنده‌ها کفش و لباس نمی‌دهد؟»




ادامه مطلب...

طبقه بندی: خاطرات شهدا،  حرف دل،  شهید محمد ابراهیم همت،  پیام شهدا، 
برچسب ها: حاج همت، پوتینی که در دل یک فرمانده جا نشد، شهید همت، هدیه حاج همت به یک نوجوان،
نوشته شده در تاریخ 93/07/16 توسط شهيد علمدار

هجوم ارتش بعث به این شهر و مقاومت جانانه مردم که باعث عقب‌نشینی دشمن شد نمونه‌ای از اتفاقات مهم سال‌های ابتدایی جنگ در دهلران است. «پرویز احمدی» فرمانده سپاه دهلران درسال 60 در کنار دیگر رزمندگان برای دفاع از شهر می‌جنگیده و حرف‌های زیادی از آن روزها دارد. احمدی به آن روزها سفر می‌کند و از لحظاتی که بر مردم شهرش گذشته، می‌گوید.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  اطلاعات جنگ،  عملیات ها،  حرف دل،  مبارزات انقلاب اسلامی، 
برچسب ها: دهلران، شهدای دهلران، پرویز احمدی، مصاحبه با فرمانده سپاه دهلران،
نوشته شده در تاریخ 93/07/16 توسط شهيد علمدار

مکان مقدسی در اندیمشک به نام معراج شهدا وجود دارد که این مکان، جایی بود که در زمان جنگ تمام پیکر شهدای جبهه جنوب غرب و خوزستان به اینجا آورده می‌شدند و اقدامات لازم مانند غسل و کفن برای شهدا در این مکان انجام می‌شد. سپس پیکرهای شهدا از این مکان به دست خانواده‌ها رسانده می‌شد. ما به دنبال این هستیم که این مکان را احیا و معرفی کنیم. دو کوهه نیز منطقه‌ای است در اندیمشک، که شناسنامه جنگ است. دوکوهه معراج شهدا و محل ورود و خروج رزمندگان از سراسر کشور به جبهه خوزستان بود.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: خاطرات شهدا،  اطلاعات جنگ،  عملیات ها، 
برچسب ها: اندیمشک، اندیمشک در هشت سال دفاع مقدس، شهدای اندیمشک،
نوشته شده در تاریخ 93/07/16 توسط شهيد علمدار

علی هاشمی در سال 1340، در شهر اهواز به دنیا آمد. با شروع جنگ تحمیلی در محور «کرخه کور» و «طراح» به مقابله با پیشروی دشمن بعثی پرداخت. با شکل گیری یگان‌های رزم سپاه او مامور تشکیل تیپ 37 نور شد و با این یگان، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر سهیم شد. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور منحل شده و علی هاشمی به فرماندهی سپاه سوسنگرد رسید. بعدها، از دل همین سپاه منطقه ای بود که، «قرارگاه نصرت» پدید آمد. در سومین سال جنگ، محسن رضایی، علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سری نصرت» انتخاب کرد.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  اطلاعات جنگ،  حرف دل،  عکس شهدا،  پیام شهدا، 
برچسب ها: شهید علی هاشمی، سردار علی هاشمی، قرارگاه نصرت، فرمانده‌ای که خواب را از چشمان بعثی‌ها ربود،
نوشته شده در تاریخ 93/07/12 توسط شهيد علمدار
نشست نقد و بررسی عملیات ثامن الائمه (ع) با حضور امیر سرتیپ دوم مروت آزادبخت فرمانده تیپ 55 هوا برد در دوران دفاع مقدس در نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس برگزار شد.

وی با بیان اینکه عناصر اطلاعاتی ارتش و ژاندارمری پیش از آغاز رسمی جنگ،فعالیت‌ها و تحرکات ارتش عراق را زیر نظر داشتند، گفت: به دنبال این رصدها،گروه‌های اطلاعاتی ارتش مانند امیر سید تراب ذاکری تمام فعالیت‌های رژیم بعثی صدام را به مسئولان کشور گزارش می‌دادند و پوشش اطلاعات گسترده‌ای را از سال 1358 تا لحظه آغاز رسمی جنگ داشتیم. از همین رو این که می‌گویند ارتش غافگیر شد،کاملا نادرست است. بلکه این مسئولان بودند که با نادیده گرفتن گزارش‌ها غافلگیر شدند.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: خاطرات شهدا،  اطلاعات جنگ،  عملیات ها،  حرف دل،  پیام شهدا، 
برچسب ها: پیشکسوت ارتشی، عملیات، عملیات ثامن الائمه، ع، امیر سرتیپ دوم مروت آزادبخت،
نوشته شده در تاریخ 93/07/12 توسط شهيد علمدار
شهادت عرصه پاکبازی وجوانمردی شهیدان این اسطوره‌های غیرت و مردانگی است.

انسان‌های معراجی که از بستان و طلاییه تا بازی دراز و قلاویزان و تا دیار رشادت و حماسه یعنی چیلات، ‌بیات، ‌شرهانی و دهلران زیباترین و حماسی‌ترین درس‌های غیرت را در شاهنامه عبرت‌انگیز دفاع مقدس با خون سرخشان زرکوبی کردند.

از آنجایی که استان ایلام بیش از 425 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق داراست بدیهی است قبل از نقاط دیگر کشور مورد هجوم وحشیانه قرار بگیرد. درشهریور سال 1359 دهلران، مهران، چنگوله، موسیان و دیگر نقاط مرزی مورد تجاوز دشمن قرار گرفت. شیرزنان و شیرمردان دهلرانی هم درس پایداری و مقاومت به صدامیان دادند. دهلران به عنوان یکی از محورهای دفاع و عملیاتی مطرح بود و عملیات‌هایی مانند چیلات، محرم، قدس ( غرب رودخانه میمه دهلران ) و... در آن انجام گرفته است.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  وصیتنامه شهدا،  خاطرات شهدا،  حرف دل،  مبارزات انقلاب اسلامی، 
برچسب ها: شهید صفر غریب، مادر شهید،
نوشته شده در تاریخ 93/07/04 توسط شهيد علمدار

جوانان در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌های هشت سال دفاع مقدس مانند جوانان امروز علاقه مندی‌ها و تفریحات مشترکی در رشته‌های مختلف هنری و ورزشی داشتند. اما همین جوانان وقتی با تجاوزات صدام و جنگ تحمیلی رژیم بعث روبرو شدند، خیلی از علاقه مندی‌ها و تخصص‌های مختلف خود را کنار گذاشتند و برای دفاع از ارزش‌های انقلاب به جبهه رهسپار شدند. گاهی اعزام به جبهه از محله‌های مختلف به صورت گروهی صورت می‌گرفت و هر فرد با حلقه دوستان خود در محل برای اعزام به جبهه اقدام می‌کرد.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  عکس شهدا،  پیام شهدا، 
برچسب ها: تیم فوتبال شهدا، تیم فوتبال آسمانی ها، تیم فوتبال فجر ورامین،
نوشته شده در تاریخ 93/07/04 توسط شهيد علمدار

سال 64 توی اردوگاه گردان تخریب لشکر المهدی(عج) نشسته بودیم که سر و کله یه نفر غریبه توجه همه رو جلب کرد، یه آدم بلند قد و خوش‌هیکل. می‌گفت: بچه تهرونم. اومدم گردان تخریب آموزش خنثی‌سازی مین ببینم و توی عملیات بعنوان تخریب‌چی شرکت کنم. به ظاهرش نمی‌خورد مبتدی باشه ولی مثل من و الباقی بچه‌های آموزشی تو کلاس خنثی‌سازی مین‌های ضدنفر و ضدتانک و دیگر آموزه‌های تخریب شرکت می‌کرد. چیزی که خیلی جالب بود مثل یه بچه ی خوب و حرف گوش‌کن هرچی مربی باصفای تخریب دستور می‌داد موبه‌مو انجام می‌داد و اطاعت می‌کرد حتی رده‌های پایین‌تر هم که دستور سینه‌خیز و غلت و پامرغی می‌دادند با تمام جدیت اطاعت می‌کرد و با عشق سینه ‌خیز می‌رفت و غلت می‌زد.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  حرف دل،  عکس شهدا، 
برچسب ها: شهیدی که زیر پای پدرش دفن شد، گردان تخریب، سردار شهید حسین کربلایی، خاطرات شهدا،
نوشته شده در تاریخ 93/07/03 توسط شهيد علمدار

هفت پسر دارم که همه‌شان در جبهه‎ها حضور داشتند و قبل از پیروزی انقلاب با همین هفت پسرم سوار پیکان قراضه‌ای می‎شدیم و در بابل و شهرهای هم‎جوار اعلامیه پخش می‌کردیم و در درگیری‌ها حضور می‌یافتیم.




ادامه مطلب...

طبقه بندی: زندگینامه شهدا،  خاطرات شهدا،  حرف دل،  مبارزات انقلاب اسلامی، 
برچسب ها: رزمنده صد ساله، جانباز صد ساله، رزمنده مازنی،
نوشته شده در تاریخ 93/06/20 توسط میثم
collage-1410427045590.jpg
 
+این عکس کار خودمه
 
 
http://leader313.blogfa.com/



طبقه بندی: عکس شهدا، 
برچسب ها: آسمانی ها، عکس شهدا، شهید، حضرت عشق،
نوشته شده در تاریخ 93/06/20 توسط میثم
http://sangariha.com/i/attachments/1/1410370253462240_large.jpg

 

+این عکس کار خودمه

 

http://leader313.blogfa.com/




طبقه بندی: عکس شهدا، 
برچسب ها: عکس شهدا، عکس شهید، حضرت عشق، آسمانی ها،
قالب وبلاگ